تموم شد سال دوم دندانپزشکی و سال دوم دندانپزشکی بسی سخت تر از سال اول آن بود.

در زمینه ماندن در خوابگاه رکوردشکنی کردم.

متوجه شدم که چقدر استاد یا اساتیدی می‌توانند با اشتباهات خود و درست کردن آن اشتباهات با اذیت کردن دانشجو، موجودات فلانی بشوند.

وسط همه این مشکلات ولی قشنگی های خاص خودش هم وجود داشت خداروشکر.

خبرهایی نیز به دستم رسید که اگه نبود واقعا برای ادامه امتحانات به حالت battery low میرفتم(گرچه رفتم که طبیعی هم بود!) انشالله اگر اخباری که داشتم به نتایج خوب ختم شد از همینجا منتشر می‌کنم.)

این تابستان هم که علوم پایه باید بدم و Hello basic science!

با امیرحسین عزیز برای فرار از خوابگاه تصمیم گرفتیم فقط بریم و بریم و دور بشیم و در این هنگام با این جگرکی مشتی آشنا شدیم.

با هادی ساعت 6 صبح بحث میکردیم که یک دفعه تصمیم بر کله پاچه خوردن شد.

خستگی روز آخر بعد امتحان پوسیدگی که فکر میکنم خیلی خوب پاسش میکنم.

پیشرفتی که در زمینه تراش دندان روی گچ داشتم و خیلی بهم انرژی داد.(عکس هنگام امتحان عملی مورفولوژِی دندان گرفته شده است.)